معنی حدثی
6 بازدید
[ حُ ثا ] (ع ص) چیزی نو که از پیش نبود. || (ن تف) تأنیث احدث. (منتهی الارب).[ حَ دَ ] (ص نسبی) منسوب به حدیثه، شهری بر ساحل فرات.[ حَ دَ ] (اِخ) احمدبن جناب حدثی منسوب به حدث ملطیه. از عیسی بن یونس روایت کند و فهدبن سلیمان از وی و در الفیصل یاد شده است. (معجم البلدان).[ حَ دَ ] (اِخ) علی بن حسن حدثی، منسوب به شهر حدث ملطیه. از عیسی بن یونس روایت دارد. و ابوجعفر محمد حضرمی کوفی از وی روایت کند. (معجم البلدان).[ حَ دَ ] (اِخ) عمربن زرارة حدثی، منسوب به شهر حدث. از عیسی بن یونس و شریک بن عبداللََّه روایت کند و ابوالقاسم عبداللََّه بن محمد بغوی و موسی بن هارون از وی روایت کنند. (معجم البلدان).[ حَ دَ ] (اِخ) و حدیثی (فضل...). فرقه ای از معتزله بدو منسوبند. و تهانوی آنرا بغلط حدبی آورده است. رجوع به حدیثیة شود.
کلمات همقافیه با «حدثی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثی» برای سرودن شعر