معنی حدثان

معنی حدثان

5 بازدید
[ حَ دَ ] (ع اِ) چیزی نو که نبود. (منتهی الارب). و بعضی گفته اند حدثان تثنیهٔ حدث و به معنی شب و روز و نوائب و حوادث طارقهٔ روز و شب است : رمی الحدثان نسوة آل حرب بمقدار سمدن له سمودا.؟ || مرگ. موت. (مجمع البحرین). ج، حُدْثان، حِدْثان. || حَدَث (اصطلاح علمای عربیت). || فاس: و الحدثان فی کلام العرب الفاس. (معجم البلدان).
[ حِ ] (ع اِ) اول کار و آغاز آن. (منتهی الارب). حدثان چیزی؛ اول آن. ابتدای آن. (اقرب الموارد): لولا حدثان قومک بالکفر لهدمت الکعبة (حدیث عائشه). (منتهی الارب). یقال: افعل ذلک الأمر بحدثان ذلک؛ ای بأوله. (مهذب الاسماء). || حدثان الدهر؛ سختیها و بلاهای زمانه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). نوائب روزگار. صروف دهر. حوادث دهر: به خدمت تو گراید همی ستاره و ماه مرا ز خدمت تو بازداشته حدثان.فرخی. هرگز ندهد خردمنش را بر خود راه کز خردمنش محتشمان را حدثان است. منوچهری. اندرشده چشم ما به خواب خوش چشم حدثان به وادی طنجه.منوچهری. چو کوه ثهلان آسوده بود از جنبش چو چرخ گردان بی باک بود از حدثان. مسعودسعد. از دست تصاریف زمان و طوارق حدثان در امان بودند. (جهانگشای جوینی). || جِ حدیث. احادیث. || جِ حَدَث. (منتهی الارب). || جِ حَدَثان. (معجم البلدان).
[ حُ ] (ع اِ) جِ حدیث. احادیث. || جِ حدیث. جوانان. احداث. گروهی برنا. جوانان نوخاسته. (غیاث اللغات). جِ حَدَث. (منتهی الارب).
[ ] (اِخ) از عمر خطاب و علی (رض) روایت دارد و عاصم بن نعمان از وی. مجهول است. بخاری گوید: لایتابع علیه. ابن حبان او را در ثقات شمرد. (لسان المیزان ج ۲ ص ۱۸۱).
[ حَ دَ ] (اِخ) نام جائی در حره، که بنام یکی از برادران سلمی که در آن مقام داشت نامیده شده است. داستان عشق ورزی اجاء با سلمی و قتل سلمی توسط برادرانش، حدثان و غمیم، در معجم البلدان ذیل کلمهٔ أجَأ آمده است.

کلمات هم‌قافیه با «حدثان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید