معنی حج خریدن
4 بازدید
[ حَ خَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از ثواب حج بدست آوردن. || کسی را در برابر مزدی برای انجام اعمال حج اجیر کردن. رجوع به حجه فروشی شود: حج خریدن در دیار عشق بازان رسم نیست هرکه مُرد اینجا برای او شهادت میخرند. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «حج خریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر