معنی حجیر
5 بازدید
[ حَ ] (ع ص) بسیار سنگ ناک. حجیرة. (ناظم الاطباء).[ حُ جَ ] (اِخ) (بنو...) رجوع به بنوحجیر شود.[ حَ ] (اِخ) از قرای غوطه به دمشق و قبر مدرک بن زیادة صحابی در آنجا است. (معجم البلدان).[ حُ جَ ] (اِخ) ابن ابی أهاب بن عَزیز تمیمی حلیف بنی نوفل بن عبد مناف. ابن ابی حاتم و ابن حبان گویند: صحابی است. فاکهی در کتاب «مکة» از طریق عبداللََّه بن حثیم از پدرش از حجیربن ابی اهاب روایتی دارد که از نظر تاریخ تشریع صلاة دارای اهمیت است، حجیر گفت: زیدبن عمربن نفیل را نزدیک صنمی که «بوابة» نام داشت دیدم رو بروی آفتاب ایستاده، و چون زوال گرفت روی بکعبة کرد و یک رکعت و دو سجده گزارد و گفت: این قبلهٔ ابراهیم است تا زنده هستم آن را رها نخواهم کرد. ابوعمرو گوید: کنیز او ماریة از وی روایت دارد. و او برادر ام یحیی است که عقبةبن حارث نوفل او را بزنی گرفت. رجوع به الاصابة ج ۱ ص ۳۳۰ قسم اول و نیز امتاع الاسماع ج ۱ صص ۱۷۵-۱۷۶ شود.[ حُ جَ ] (اِخ) ابن ابی حجیر هذلی یا حنفی، و او را حُجر نیز گویند. طبرانی از طریق عکرمةبن عمار از محشی پسر حجیر از پدرش حجیر نقل کند که حدیثی از پیغمبر در حجةالوداع شنیدم. ابن مندة نیز آنرا آورده و عبدان گوید: حجر پدر محشی است و آنرا بی تصغیر (مکبر) آورده است. ابوموسی او را بر ابن مندة استدراک کرده است، ولیکن این استدراک بیجا است چه او وی را ذکر کرده و حدیثش را نیز نقل کرده است. (الاصابة ج ۱ قسم ۱ ص ۳۳۱).[ حُ جَ ] (اِخ) ابن بیان. بارودی و ابوعمر او را در عداد صحابة یاد کردند. تقی بن مخلد حدیث او را از طریق داودبن ابی هند در مسند خویش استخراج نمود که پیغمبر آیهٔ «الذین یبخلون...» را با باء قرائت کرد. ابوعمرو گوید: او در عداد اهل عراق است و ابوقزعة از وی روایت دارد. ابن مندة گوید: برخی او را یاد کرده اند اما صحیح نیست [ ظ. حدیث او را ] . ابن ابی حاتم گوید: او از وفیض روایت دارد و پسرش ابوقزعة سویدبن حجیر از وی روایت دارد. پس معلوم میشود که او ذهلی است. زیرا که ابوقزعة از تابعین و ذهلی و ثقة میباشد. (الاصابة ج ۱ قسم ۱ ص ۳۳۱).[ حُ جَ ] (اِخ) ابن ربیع عدوی. وی از عمربن خطاب روایت کند. عبدالرحمان از هلال بن حق نقل کرد که گفت: کان حجیربن الربیع یصلی حتی مایأتی فراشه الا زحفاً و مایعدونه من اعبدهم. (صفةالصفوه ج ۳ ص ۱۲۶).[ حُ جَ ] (اِخ) ابن سوءة. جد جابربن سمرة است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حجیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر