معنی حجگاه
5 بازدید
[ حَ ] (اِ مرکب) جای حج گزاردن : بر گنگ و حجگاهشان تاختند بر آن آب گنگ اندرانداختند. اسدی (گرشاسب نامه).
کلمات همقافیه با «حجگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر