معنی حجر هندی
5 بازدید
[ حَ جَ رِ هِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) ایراقیطس. سنگی است که از هند خیزد مایل به سیاهی و سرخی و سائیدهٔ او مایل بسرخی و زردی و شادانهٔ هندی نامند. ذرور او جهت قطع خون بواسیر و جراحات بی عدیل و آشامیدن یکدانگ و کمتر از آن جهت قطع خون اعضاء باطنی بواسیر و سم عقرب مفید است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). و صاحب اختیارات گوید: نوعی از شادنج است و در پارسی شادنهٔ هندی گویند خونی که از مقعد آید قطع گرداند و بواسیر را سودمند بود و چون بیآشامند گزیدگی عقرب را نافع بود. و حمداللََّه مستوفی در نزهة القلوب آورده است: سنگی متخلخل سفید است و زرد نیز میباشد چون بر مستسقی نهند از او آب زرد بیرون آید و شفا یابد و ابن البیطار در مفردات گوید: قال جالینوس فی التاسعة هو و الحجر الذی یقال له ایراقیطس یقطعان الدّم الذی یخرج من افواه العروق التی فی المقعد و قد جربناهما. غیره، ایراقیطس هو حجر هندی اذا شرب نفع من لدغ العقارب و ینفع من البواسیر -انتهی.
کلمات همقافیه با «حجر هندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر