معنی حجر قمر
6 بازدید
[ حَ جَ رِ قَ مَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) حجرقمری. ملحی که مشتق از اسید سلنیو است. رجوع به دزی ج ۲ ص ۲۵۲ شود.
کلمات همقافیه با «حجر قمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر