معنی حجر فطور
4 بازدید
[ حَ جَ رِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) سنگی است بکف دریامانند، بر سر آب افتد، در کاغذ نوشته نهند کتابت ازو ببرد، و نقره را بخود درکشد همچنانکه مقناطیس آهن را. (نزهة القلوب).
کلمات همقافیه با «حجر فطور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر