معنی حجر بارقی

معنی حجر بارقی

7 بازدید
[ حَ جَ رِ رِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) حجر برقی. (مطابق نسخهٔ لکلرک از ابن البیطار) سنگی است شبیه بحجر خزفی و بقدر کف دست و سبک و اندکی از آن جاذب آب کثیر و بر روی آب ایستد و بعد از جذب آب بقعر آب رود، و چون در آفتاب گذارند آب را پس دهد. جهت استسقاء زقی نافع است که چون موضعی از حوالی ناف را جراحت کرده بر آن ببندند جذب رطوبات کند. (تحفهٔ حکیم مؤمن). و ابن البیطار گوید: (قال) ابوالعباس النباتی هو حجر شکله شکل الحجارة المصریة یکون علی قدر الکف. اخبرنی الثقة عنه ببغداد و هو ممن رآه و لم یعرفه حتی اخبر به و بخواصه العجیبة. وجد فی بعض ذخائر المصریین. من خواصه ان یوضع علی من به استسقاء فیمص الماء من بطنه حتی یبرأ. و کان قد وقع له منه بعد طوافه البلاد باحثاً عنه مشرقاً و مغرباً، قطعة صغیرة من نحو ثلثی الدینار و اراد اختباره بالماء لیری هل ینماع ام لا، لما رآه الی الخفة غیر رزین، و لما وضعه فی الماء ازداد صلابة فأخرجه عن الماء و وضعه فی الشمس فلم یزل ینماع حتی صار الی زنته الاولی فنبهه بعض المختبرین للاحجار علی تحقیق وزنه قبل ذلک ففعل ما امره به فوجد فیه بعد وضعه فی الماء ثلاثة دنانیر. و ذلک ان صاحب الاحجار ذکر هذا الحجر و سماه بما ذکرت و هی قصة عجیبة صحیحة صحت عنه -انتهی. رجوع به حجر برقی شود.

کلمات هم‌قافیه با «حجر بارقی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید