معنی حجرالمقصور
5 بازدید
[ حَ رُلْ مَ ] (اِخ) صاحب مجمل التواریخ و القصص در فصل اندر نسق ملوک کنده و اخبار ایشان گوید: الحرث بن عمروبن حجرالمقصور. بعد از وی الحرث المقصور را قبادبن فیروز برکشید که او را بسیاری معاونت کرده بود بر اصحاب مزدک و بدین سبب پادشاهی حارث قوی گشت و پسرانش پراکنده شدند ایشان را بر تمیم و اسد و بکر و تغلب و قیس پادشاه کرد و هرچ از قبائل نزار بنجد مقام کردندی در پادشاهی حارث بودندی و سالها بماند تا کسری نوشیروان منذربن ماء السماء را بر عرب پادشاه کرد. (ص ۱۷۸). و حمزة، الحارث المقصوربن عمرو آورده است. رجوع به حجر آکل المرار و حارث بن عمروبن حجر شود.
کلمات همقافیه با «حجرالمقصور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر