معنی حجرالبرد
5 بازدید
[ ح ج رل ب ر ] (ع ا مرکب ) ابوریحان بیرونی در کتاب الجماهر فی معرفة الجواهر گوید: قال حمزة : الحجارة الدافعة للبرد کانت تسمی فی ایام الاکاسرة «سنگ مهره » قال و بقی من هذا الحجر واحد بقریة روی دشت من قری قاسان بناحیة اصبهان فکلما اظلتهم سحابة فیها برد ابرزوه و علقوه علی شرفة من سور المدینة او الحصن فتنقطع تلک السحابة و تتبدد. و قد کثرت الاقاویل من الاوائل فی ذلک فی کتب الفلاحة فی ذکر دفع سحابة البرد... رجوع به حجر المطر شود.
کلمات همقافیه با «حجرالبرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر