معنی حجج
6 بازدید
[ حُ جَ ] (ع اِ) جِ حجت، حجتها؛ حجج الاسلام. || اسناد و حکم نامه ها: دیگر احتیاط در اموری که تعلق به نوشتن حجج و وثائق و انواع کتب و اصناف حکم نامه ها... (تاریخ غازانی ص ۲۳۳).[ حُ جُ ] (ع اِ) راه های کنده شده. (منتهی الارب). || جراحات که غور آن بمیل دریافته باشند. (منتهی الارب).[ حِ جَ ] (ع اِ) جِ حِجة. (ترجمان عادل بن علی). سالها.
کلمات همقافیه با «حجج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جج» برای سرودن شعر