معنی حجت گوی
6 بازدید
[ حُ جْ جَ ] (نف مرکب) حجیج. (منتهی الارب). آنکه حجت و دلیل آورد.
کلمات همقافیه با «حجت گوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر