معنی حجت محکم
6 بازدید
[ حُ جْ جَ تِ مُ کَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) حجت استوار. (مجموعهٔ مترادفات ص ۲۹۴). || آلت مصنوعی که زنان حکه بر خود فرو کنند. (بهار عجم) (آنندراج): شد دراز این بحث یارب تاجری از زیر باد حجت محکم بیارد رفع سازد شور و شین. نعمت خان عالی (از بهارعجم).
کلمات همقافیه با «حجت محکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر