معنی حجتآباد
6 بازدید
[ حُ جْ جَ ] (اِخ) رجوع به کانی تاله شود.[ حُ جْ جَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل در ده هزارگزی شمال گرمی پنج هزارگزی شوسهٔ گرمی و بیله سوار. جلگه و گرمسیر است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴ ص ۱۷۳).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دینور بخش صحنهٔ شهرستان کرمانشاهان در چهل و هشت هزارگزی باختری صحنه و ۳هزارگزی جنوب راه کندوله. دامنه و سردسیر است و ۴۷۸تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و قلمستان است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میان دربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان در بیست وچهارهزارگزی شمال باختری کرمانشاهان و چهارهزارگزی شمال قزاقچی. دشت و سردسیر است. آب آن از چشمهٔ خضرالیاس و محصول آن، غلات، حبوبات، چغندرقند، صیفی و برنج است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حومهٔ بخش زرند شهرستان کرمان در پانزده هزارگزی شمال باختر زرند و ۲هزارگزی جنوب راه مالرو زرند -بافق. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸)[ حُ جْ جَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان در هفتادونه هزارگزی باختری رفسنجان و کنار راه مالرو رفسنجان -بافق. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت در پانزده هزارگزی جنوب خاوری سبزواران و ۲هزارگزی جنوب راه فرعی سبزواران -عنبرآباد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان درختنگان بخش مرکزی شهرستان کرمان در سی وپنج هزارگزی شمال خاوری کرمان و چهارهزارگزی جنوب راه مالرو شهداد -کرمان. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش شهداد شهرستان کرمان در بیست ودوهزارگزی خاور شهداد سر راه مالرو کشیت -دهو. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کشکوئیه شهرستان رفسنجان در پنجاه هزارگزی شمال باختری رفسنجان و نه هزارگزی خاوری شوسهٔ رفسنجان به یزد. جلگه و سردسیر است و ۲۰۰تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن لبنیات و پسته است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رودآب بخش فهرج شهرستان بم در چهل ویک هزارگزی جنوب باختری فهرج و کنار راه فرعی بم بکروک. جلگه و گرمسیر است و ۳۴۸تن سکنه دارد. آب آن از قنات و محصول آن غلات، خرما، لبنیات است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سلطان آباد بخش حومهٔ شهرستان سبزوار در ۵۵هزارگزی شمال خاوری سبزوار کنار راه شوسهٔ سبزوار جغتای دامنه و معتدل است. آب آن از قنات و محصولش غلات و بنشن است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان نیگنان بخش بشرویه سر راه شوسهٔ عمومی نیگنان. دامنه و گرم سیر است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پائین جام بخش تربت جام شهرستان مشهد در ۳۶هزارگزی جنوب خاوری تربت جام. جلگه و گرم سیر است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان سه قلعهٔ بخش حومهٔ شهرستان فردوس در ۲۶هزارگزی جنوب خاوری فردوس، ۳ هزارگزی شمال خاوری شوسهٔ عمومی معدن بفردوس. جلگه و گرم سیر است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رستاق بخش اشکذر شهرستان یزد در یکهزار وصدگزی شمال باختر اشکذر کنار شوسه به یزد. جلگه و معتدل است و ۳۷۱تن سکنه دارد. که زرتشتی هستند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).[ حُ جْ جَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان جندق بیابانک بخش خور بیابانک شهرستان نائین در پنجاه هزارگزی شمال خور، متصل براه فرعی خور بحجت آباد. جلگه و معتدل است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «حجتآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر