معنی حجازیکاتب
8 بازدید
[ حِ یِ تِ ] (اِخ) ابن احمدبن حجازی دیر قطای صفی الدین. کاتب و ادیب بود. او راست: قل للمطایا قد بلغت النقا فهنها یا صاح بالملتقی و قد علا بالنقا عاشق کان لطیف الملتقی شیقا و قد محا الوصل حدیث الجفا حتی کأن الهجر لن یخلقا. کمال جعفر گوید: آواز نصیفهٔ خواننده را دوست میداشت و نصیفه شعر وی به آواز میخواند پس روزی نصیفه اجازت دخول خواست، حجازی فوراً این دو بیت برخواند: ادخلی تدخلی علینا السرورا انت واللََّه نزهة العشاق لاتمیلی الی الخروج سریعاً تخرجی عن مکارم الاخلاق در بلد بسال ۷۰۱ هـ . ق. درگذشت. (الدررالکامنة ج ۲ ص ۶).
کلمات همقافیه با «حجازیکاتب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تب» برای سرودن شعر