معنی حجارةالجو

معنی حجارةالجو

5 بازدید
[ حِ رَ تُلْ جَ وو ] (ع اِ مرکب) حجر بقرانی یا بقران و حجر سماوی. سنگها که از هوا بزمین افتد کوچک و بزرگ و آن توده های کانی است که از جوّ بر سطح زمین سقوط کند و چون در هوا باشد روشن و فروزان بود و آنها انقاض و شکسته های ستارگان باشند و چون بزمین نزدیک باشند زمین آنها را بخود جذب کند و اصطکاک آنها با هوا سبب ایجاد حرارت شود و در جوّ روشن و فروزان نمایند و بعض این سنگها بغایت عظیم باشند. ابوریحان بیرونی در کتاب الجماهر فی معرفة الجواهر چ حیدرآباد دکن ص ۲۶۹ نام معدنی را میبرد بنام البقران و محشی فاضل آن دکتر سالم الکرنکوی الالمانی مصحح دائرة المعارف العثمانیة در ذیل آن کلمه بنقل از همدانی گوید: هوالسماوی. وشیخ الربوة شمس الدین ابوعبداللََّه بن محمد ابی طالب الانصاری در کتاب نخبةالدهر چ لیپزیک ص ۷۹ در ذیل الفصل الثانی فی ذکر الاحجار و الاشیاء الممتازه من التراب بوصف معدنی و ذکر کیفیة تولیدها، آرد: و حجارة الجوالمتولدة فیه بواسطة السحاب و هن کالصواعق المسجدة - انتهی. و صاحب نخبةالدهر گوید: و من قسم الکبریت حجر الصرف... و حجر الغرة... و حجارة الجو المتولدة فیه بواسطة سحاب و هن کالصواعق المجسدة. رجوع به کائنات جو، و احجار ساقطه، و صاعقه شود.

کلمات هم‌قافیه با «حجارةالجو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید