معنی حجاجی
10 بازدید
[ حَ جْ جا ] (ص نسبی) منسوب بحجاج بن یوسف ثقفی. - صاع حجاجی؛ و آن صاع معمول عمر رضی اللََّه عنه بود که حجاج نیز معمول داشت. || سمعانی گوید: حجاجی منسوب است به جد حجاج نام و در بیت ذیل سوزنی نمیدانیم مقصود چیست، شاید مراد از حجاجی حجاج بن یوسف است: هرگز بسوی کعبهٔ معمور دل من حجاجی ملعون نخوهد کشتن حجاج. سوزنی (دیوان ص ۴۸).[ حَ جْ جا ] (اِخ) ابوالحسین محمدبن محمدبن یعقوب بن اسماعیل بن حجاج بن جراح حجاجی حافظ نیشابور، پسر برادر حجاجی ابوسعید در عصر خویش مثل حفظ بود، بعراق و شام و حجاز و جزیره رفت و شیوخ دریافت. قرآن را بر ابوبکربن مجاهد مقری بخواند و حدیث را از ابوبکر محمدبن اسحاق بن خزیمة و ابوالعباس محمدبن اسحاق سراج و ابوالعباس المامرخسی و محمدبن مسیب الازغیانی و محمدبن جریر طبری و عبداللََّه بن اسحاق مداینی و محمدبن جعفر دسلی و علی بن احمدبن سلیمان و احمدبن عمیربن خوصا و ابوالهجم احمدبن الحسین بن طلاب المسعرانی شنید. (سمعانی ورق ۱۵۶).[ حَ جْ جا ] (اِخ) ابوسعید اسماعیل بن محمدبن احمد حجاجی. فقیه حنفی، حسن الطریقة بود. از قاضی ابوبکر احمدبن الحسن الحیری و ابوسعد محمدبن موسی بن شاذان الصیرفی و ابوالقاسم السراج و غیرهم روایت دارد و در حدود سنهٔ ۴۸۰ درگذشت. (معجم البلدان). سمعانی گوید: فقیه مذهب حنفی است. مقدسی ابوالفضل محمدبن ظاهر، او را یاد کرده است. (سمعانی).[ حَ جْ جا ] (اِخ) ابومحمد عبداللََّه بن جعفربن خاقان بن غالب حجاجی مروزی. از فرزندان حجاج بن عذاطهٔ سلمی است، محدث عصر خویش بود. در خراسان از اسحاق بن راهویه و علی بن حجر روایت شنید، و در بلاد جبل از عماربن حسن و از محمدبن حمید و در عراق از ابوکریب و احمدبن منیع روایت شنید. و عباس بن محمدبن عبدالرحمان دعونی و ابوحفص عمربن علی جوهری از وی روایت کرده اند. در نیشابور بسال ۲۸۸ هـ . ق. هنگامی که بحج میرفت حدیث گفت و در صفر سال ۲۹۶ هـ . ق. درگذشت. (سمعانی ورق ۱۵۶).[ حَ جْ جا ] (اِخ) محمدبن اسماعیل نیشابوری. عم ابوالحسین مذکور است و از اسحاق بن منصور کوسج و محمدبن یحیی ذهلی روایت دارد و صالح بن محمد و ابو احمد اخنو و پسر برادرش از وی روایت دارند. (سمعانی ورق ۱۵۵).[ حَ جْ جا ] (اِخ) از قراء بیهق از اعمال نیشابور است. (معجم البلدان). دهی از دهستان قهاب صرصر بخش صیدآباد شهرستان دامغان در۲ هزارگزی خاور صیدآباد، یک هزارگزی شوسهٔ خاور دامغان. جلگه و معتدل است و ۴۳۰ سکنه دارد. آب آن از قنات و محصولات آن غلات، پسته، انگور و حبوبات است شغل مردان زراعت و گله داری و صنایع زنان کرباس بافی است و یک باب دبستان دارد مزرعهٔ سعدآباد جزء این ده است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «حجاجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر