معنی حجاء
6 بازدید
[ حَ ] (ع اِ) حباب. کوپله. قبهٔ آب که از باران پدید آید.[ حَ ] (ع اِ) ناحیت. ج، احجاء. (مهذب الاسماء).[ حِ ] (ع مص) محاجاة. پرسیدن از یکدیگر برای در غلط افکندن. چیستان از هم پرسیدن. || با هم کارزار کردن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حجاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر