معنی حثو
4 بازدید
[ حَ ثْ وْ ] (ع مص) خاک پاشیدن بر. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). و در حدیث آمده است: «احثوا علی وجوه المداحین التراب». || ریخته و پاشیده شدن خاک. حثی. تحثاء. || عطای اندک دادن. اندک چیزی دادن. اندک دادن عطا. (از منتهی الارب). و رجوع به ذیل دزی ج ۱ ص ۲۴۸ شود.
کلمات همقافیه با «حثو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثو» برای سرودن شعر