معنی حثلب
4 بازدید
[ حِ لِ ] (ع اِ) دردی روغن و مسکه. (منتهی الارب). خره. حُثلم. حثفر. عکر.
کلمات همقافیه با «حثلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر