معنی حتود
7 بازدید
[ حَ ] (ع ص، اِ) جِ حُتُد.[ حُ ] (ع مص) حتود بجائی؛ مقیم شدن بدانجا. || خالص الأصل شدن. (از منتهی الارب).[ حُ ] (ع اِ) مشارع. (منتهی الارب) (قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «حتود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر