معنی حتفل
6 بازدید
[ حُ فُ ] (ع اِ) بقیهٔ شوربا یا اشکنهٔ باقی زیر شوربا. دُرد روغن. خرّه. || مال ردی و بلایه. || چرک زهدان. || فرومایگان از مردم. || ریزه های گوشت در بن دیگ. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حتفل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فل» برای سرودن شعر