معنی حترة
6 بازدید
[ حَ رَ ] (ع مص) یکبار شیر مکیدن. (منتهی الارب).[ حُ رَ ] (ع اِ) وکیره. حتیرة. مهمانی بنای نو. || بوریاکوبی.[ حُ رَ ] (ع اِ) چیزی اندک. || پیوندی که به دامن خیمه و خرگاه درآورند هرگاه از زمین بلند باشد. ج، احتار. || فراهم آمدنگاه هر دو کنج دهان. || مهمانی بنای نو. || جای سر بروت بریدن از لب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حترة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر