معنی حب عنبر
6 بازدید
[ حَ بْ بِ عَمْ بَ ] (اِ مرکب) از مخترعات حکیم مؤمن است که برای خوشبوئی دهان پادشاه ساخته است، در تحفه گوید: جمعی کثیر از اطباء جهت نواب خاقان خلدآشیان صاحب قران به جهت این امر حبها ترتیب نموده هر یک بی علتی نبوده بعضی زود آب میشد، و بعضی با اندک وقتی نرم میشد و بعضی بدمزه بود، و این حب بغایت مستحسن طبع شد، و فی الواقع بیعدیل است: پنیر مایهٔ اشتر اعرابی ۱۲، عنبر اشهب ۱۲، مشک ۱۱، خصیة الثعلب ۱۲، خولنجان ۱۲، مصطکی ۱۱، قرنفل ۱۱، به قدر مغز فندق حب سازند و روزی یک عدد تناول نمایند و از عقب او شراب یا شیر تازه یا آب تره تیزک یا آب نخود خیسانیده بنوشند، و ازین حب تا نیم مثقال میتوان خورد و مرطوب المزاج زیاده میل میتواند نمود. (تحفهٔ حکیم مؤمن باب ۲ از قسم ۲ ص ۱۴۵ تهران ۱۲۷۷ هـ . ق.).
کلمات همقافیه با «حب عنبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر