معنی حب سورنجان

معنی حب سورنجان

5 بازدید
[ حَ بْ بِ رِ ] (اِ مرکب) معجونی است از صبر سقوطری و تربد مجوف سفید تراشیده، سورنجان مصری از هر یک، یک مثقال، ماهی زهرج یک درم، حب النیل، غاریقون از هر یک نیم درم، کتیرا، نمک هندی، شحم حنظل از هر یک دانگی، کوفته و بیخته و به آب کرفس تر بسرشند و حب سازند و این یک شربت است. (از بحر الجواهر). و داود ضریر انطاکی گوید: حب السورنجان ینسب الی جالینوس. و الصحیح انه للشیخ و لقد رأیته ادعاه فی رسالته التی عملها لسیف الدولة فی القولنج و هو اجل من ان یدّعی مالیس له. و هو نافع من الریاح الغلیظة این کانت و النقرس و النساء و المفاصل و الورکین و الظهر و ینقی کلّ خلط لزج و قوته الی اربع سنین و شربته الی ثلاثة دراهم. و صنعته: سورنجان، عشرون، و فی المنهاج مأته. تربد، سبعة. صبر، ستة. قنطوریون، خمسة. سکبینج، اربعة. شحم حنظل، غاریقون فوه، سقمونیاء کابلی، اهلیلج اصفر، من کل ثلاثة. عاقرقرحا، مصطکی، من کل درهمان: یحبب کما سبق و قد حذف قوم الوزنین الاخیرین و ذلک غیر مفسد ان کان الدماغ صحیحاً و الاّ فلابد منه و المصطکی لنا.

کلمات هم‌قافیه با «حب سورنجان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید