معنی حب بنفشه
4 بازدید
[ حَ بْ بِ بَ نَ شَ / شِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) رمد و صداع را نفع دهد و درد شقیقه دفع کند. صفت آن: بنفشه دو مثقال، تربد یک مثقال، رب سوس و پوست هلیلهٔ زرد و انیسون از هر یک نیم درم، برگ گلسرخ و سقمونیا از هر یک دانگی، همه را کوفته و بیخته به آب بادیان بسریشند و حب ها ساخته در قند بقوام آورده، غلطانند و سحر فروبرند.
کلمات همقافیه با «حب بنفشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر