معنی حبیل
6 بازدید
[ حَ ] (ع ص) محبول. || دلاور. از آن رو که از جای نرود گوئی به رسن بسته شده است. || (اِ) حبیل براح؛ شیر. (منتهی الارب). و در «قطر المحیط»، شجاع.[ حُ بَ ] (اِخ) (ابو...) جد محمدبن فضل. محدث است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حبیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر