معنی حبیب کلاعی
5 بازدید
[ حَ بِ کَ ] (اِخ) مکنی به ابی ضمرة. ابن سکن از راه عبدالعزیزبن ضمرةبن حبیب از جد خود حبیب که صحابی بوده روایتی آورده که: پیغمبر گفت: فضل صلاة الجماعة علی صلاة الرجل وحده خمس وعشرون درجة. ابن سکن گوید: نامی از حبیب جز در این روایت نیافتم. ابوعلی حبانی و ابن فتحون او را استدراک کرده اند. رجوع به الاصابة ج ۱ ص ۳۲۴ و تنقیح المقال ج ۱ ص ۲۵۴ و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «حبیب کلاعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر