معنی حبیب کاتب
6 بازدید
[ حَ بِ تِ ] (اِخ) (مولانا...) شخصی ادیب لبیب، و در صنعت کتابت شهرت دارد و خویش مولانا فتح اللََّه کاتب است و این شعر از اوست: چو بلبل با غم گل چهرهٔ خود شادیی دارم قدش را بنده ام و ز سرو باغ آزادیی دارم. رجوع به بهشت هشتم ذیل ترجمهٔ مجالس النفائس ترجمهٔ حکیم شاه قزوینی چ تهران ۱۳۲۰ هـ . ق. ص ۳۹۴ شود.
کلمات همقافیه با «حبیب کاتب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تب» برای سرودن شعر