معنی حبیب راعی
6 بازدید
[ حَ بِ ] (اِخ) یا حبیب بن اسلم یا سلیم راعی مکنی به ابوحلیم وی در میان مشایخ منزلتی بزرگ داشت و وی را آیات و براهین روشن بسیارست اندر جملهٔ احوال و صاحب سلمان فارسی بود (رض). روایت کند از پیغمبر(ص) که گفت: نیة المؤمن خیر من عمله. صاحب گوسفندان بود بر کرانهٔ فرات نشستی و طریقش عزلت بود. یکی از مشایخ روایت کند که من بدو برگذشتم وی را یافتم اندر نماز و گرگی گوسفندان وی نگاه میداشت. گفتم این پیر را زیارتی کنم که علامتی بزرگ می بینم بر وی. زمانی ببودم تا از نماز فارغ شد. بر وی سلام گفتم. گفت: ای پسر به چه کار آمدی؟ گفتم: به زیارت تو. گفت خیرک اللََّه. گفتم ایها الشیخ گرگ با میش موافق می بینم گفت از آنکه راعی میش با حق موافق است. این بگفت و کاسهٔ چوبین زیر سنگی داشت دو چشمه روان شد یکی شیر و یکی عسل گفتم ایها الشیخ این درجه به چه یافتی؟ گفت: به متابعت محمد(ص) ای پسر قوم موسی مر ورا مخالف بودند معهذا سنگ ایشان را آب داد و موسی نه به درجهٔ محمد بود چون من محمد را متابع باشم سنگ مرا انگبین و شیر دهد، پس عجب نبود. گفتمش مرا پندی ده. گفت: «لاتجعل قلبک صندوق الحرص و بطنک وعاء الحرام»؛ دل را محل حرص مگردان و معده را جای حرام مساز که هلاک خلق اندرین دو چیزست و نجات اندر حفظ این دو و شیخ مرا از وی (رض) روایات بسیار بود. اما درین وقت بیش ازین ممکن نگشت که کتب به حضرت غزنین حرسها اللََّه مانده بود، و من اندر دیار هند اندر میان ناجنسان گرفتار مانده. ابوعلی جلالی هجویری آرد: ابوسلیمان داودبن نصیرالطائی (رض) در طریقت مرید حبیب راعی (رض) بود. ( کشف المحجوب چ لنینگراد ص ۱۳۶). و حدیث شریف نیة المؤمن خیر من عمله را او از پیغامبر صلوات اللََّه علیه روایت کرده است، و رجوع به کشف المحجوب ص ۱۳۷ و ص ۲۱۹، ۲۲۰، ۲۷۴، ۲۷۵ تذکرةالاولیاء ج ۱ چ لیدن شود.
کلمات همقافیه با «حبیب راعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر