معنی حبیبة

معنی حبیبة

5 بازدید
[ حَ بَ ] (ع ص، اِ) تأنیث حبیب. محبوبة. دوست (زن).
[ حَ بَ ] (اِخ) ناحیتی در طوف بطیحة، متصل به بادیه ای نزدیک بصرة است. (معجم البلدان).
[ حُ بَ بَ ] (اِخ) نام قریه ای از قرای یمامة. (معجم البلدان).
[ حُ بَ یْ یِ بَ ] (اِخ) ابن محمدبن یوسف بن حُبیبة. محدث است. رجوع به حبیبه محمد شود.
[ حُ بَ بَ ] (اِخ) اُمُ حُبینَ. (منتهی الارب). رجوع به این کلمه و حبینة شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) ام موسی. سریه ای از سراری علی(ع). رجوع به ام موسی شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت ابراهیم. رجوع به حبیبة دخت عز ابراهیم شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت ابی امامة اسعدبن زرارة. سهل بن حنیف او را تزویج کرد و ابوامامة اسعدبن سهل ازو متولد گشت و پیغمبر او را به نام جد مادریش اسعد نامید و ابوامامة کنیت داد. خواهر حبیبة رفاعة نام داشت و زن نبیطبن جابر از بنی مالک بن نجار بود. رجوع به الاستیعاب ج ۲ ص ۷۱۵ و الاصابة ج ۸ ص ۴۷ و ج ۱ ص ۹۹ شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت ابی خلف. محدثة است. کتاب صوم و فوائدی از حدیث جعفربن محمد به سال ۶۶۰ هـ . ق. بر او قرائت شده است. (اعلام النساء ج ۱ ص ۲۰۱ از مجموعهٔ خطی شمارهٔ ۸۲ در کتابخانهٔ ظاهریة به دمشق).
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت ابوسفیان. ابوعمر آورده است: که ابان بن صمعة از محمدبن سیرین از حبیبة دخت ابی سفیان روایتی راجع به پاداش پدر و مادری که سه فرزند ایشان مرده باشد آورده، و گفته است که: کسی برای ابوسفیان دختری به نام حبیبة یاد نکرده و گویا وی حبیبة دخت ام حبیبة دخت ابوسفیان باشد که ابوعیینة او را یاد کرده، و سپس داستان هجرت حبیبة (دختر ام حبیبة و عبداللََّه بن جحش) را به حبشه نقل کرده است. ابن حجر گوید: و این نادرست میباشد چه این ابوسفیان غیر از ابوسفیان بن حرب است و این حبیبة در منزل عائشه خدمت میکرده و مادرش ام حبیبة نیست. رجوع به الاستیعاب ج ۲ ص ۷۱۶ و الاصابه ج ۸ ص ۴۸ و ۵۰ و به حبیبة دخت جحش شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت ابوشریق. رجوع به حبیبة دخت شریق شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت ابوعامر راهب است. وی خواهر حنظلهٔ غسیل الملائکة است. ابن سعد او را در زمرهٔ بیعت کنندگان شمرده است.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت ابی نخراةالفهریة. رجوع به حبیبة دخت ابی تجراة شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت الغ بیک. رجوع به حبیبه سلطان شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت ام حبیبة. رجوع به حبیبة دخت عبداللََّه بن حجیر شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت جحش. ابن سعد گوید: کنیتش ام حبیبة است و او خواهر زینب دخت جحش بود. و گویند زوجهٔ عبدالرحمان عوف بود و هفت سال مستحاضه شد. ابن عبدالبر نقل کند که: کنیتش ام حبیب است ولی مشهور ام حبیبه میباشد. رجوع به الاصابه ج ۸ ص ۴۸ و نیز رجوع به حبیبة دخت عبیداللََّه بن جحش شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت حصین بن عبداللََّه بن انس بن امیةبن زیدبن دارم. زوجهٔ سائب بن ابی سائب بود. زبیربن بکار او را یاد کرده گوید: او مادر عبداللََّه بن سائب بن ابی سائب بود، و عبداللََّه و پدر و مادرش صحابی بودند. (الاصابه ج ۸ ص ۴۸).
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت خارجةبن زیدبن ابی زهیربن مالک بن امری ءالقیس بن مالک بن ثعلبةبن کعب بن خزرج بن حارث بن خزرج. و برخی نام او ملیکة دانند. زوجهٔ ابوبکر صدیق بود. گویند در مرض موت ابوبکر، آبستن بود، پس ابوبکر گفت: در قلب من چنین افتاده که او دختری باشد، و چنین نیز شد و پس از مرگ ابوبکر دختری بزاد و عایشه او را ام کلثوم نامید، و این دختر را طلحةبن عبیداللََّه تزویج کرد و از او زکریا و عایشه بوجود آمدند. حبیبة پس از مرگ ابوبکر با حبیب بن اساف تزویج کرد و با او بر سر کنیزی نزاع کرده دعوی نزد عمر بردند. داستان چنین است که: حبیبة کنیزی داشت پس ادعا کرد که شوهر وی یعنی حبیب بن اساف با او رابطهٔ نامشروع داشته است. رجوع به الاستیعاب ج ۲ ص ۷۱۵ و امتاع الاسماع ج ۱ ص ۵۳۸ و الاصابة ج ۸ ص ۴۸ شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت رسول اکرم(ص). (قاموس الاعلام ترکی).
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت زیدبن ابی زهیر انصاری. مقاتل در تفسیر آیهٔ {/B«اَلرِّجََالُ قَوََّامُونَ ۱-۲۴:۳۴/} {/Bعَلَی اَلنِّسََاءِ»۳-۴۴:۳۴/}گوید: زید لطمه ای به صورت دختر خود حبیبه بزد و او را به نزد پیغمبر آورد، تا آخر داستان. رجوع به الاصابة ج ۸ ص ۴۸ و ج ۳ ص ۲۸ شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت زیدبن خارجة الخزرجیة. صاحب قاموس الاعلام ترکی نام پدرش را چنین آورده، و صحیح خارجةبن زید است.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت سهل بن ثعلبةبن الحارث بن زیدبن ثعلبةبن غنم بن مالک. صحابی انصاری است. عمرة از او روایت کند. اهل مدینه گویند: اوست که زوجهٔ ثابت بن قیس بن شماس بود، و از وی طلاق به خلع گرفت ولیکن جایز است که ابن حبیبة و جمیلة دخت ابیّ بن ابی سلول هر دو از ثابت بن قیس بن شماس طلاق خلع گرفته باشند. از نظر تاریخ فقه و حقوق، ابن حجر گوید: اولین خلع در اسلام دربارهٔ این زن واقع شد و پیش از ثابت بن قیس بن شماس پیغمبر میخواست او را ازدواج کند، و چون به زنی ثابت درآمد جاریه بود و ثابت او را میزد، پس یک روز پیغمبر به او برخورد، گفت: کیستی؟ پاسخ داد: حبیبه دخت سهل هستم. پرسید: چه خبر است؟ گفت: لا انا و لاثابت، پس چون ثابت بیامد، پیغمبر به او گفت: از وی چیزی بستان و رهایش کن! حبیبة گفت: آنچه از وی گرفته ام به او باز پس دهم. و در حدیث دیگر ثابت را بدخوی خوانده و دربارهٔ مال الخلع گوید: فردت الیه حدیقته. و آن را اولین خلع در اسلام خوانده است. حبیبة پس از ثابت به زنی ابی بن کعب درآمد، و حدیث پاداش پدر و مادری که سه فرزند آنها بمیرد، او روایت کرده است. رجوع به الاستیعاب ج ۲ ص ۷۱۶ و الاصابة ج ۸ ص ۴۹ شود، و قاموس الاعلام ترکی در الاصابة دو تن به نام حبیبه دخت سهل آورده گوید: ابن سعد آنها را دو تن شمرده است.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت شریق. یا دخت ابی شریق انصاری. وی جدهٔ عیسی بن مسعودبن حکم است و او از این جدهٔ خود روایت کند. حبیبة از علی بن ابی طالب(ع) از پیغمبر روایت کرد و عیسی بن مسعودبن حکم و مسعودبن حکم از وی روایت کنند. ابن مندة گوید: از بدیل ورقاء روایت کند. ابونعیم او را در عداد صحابه شمرده. ابن حبان از ثقاث تابعین اش شناخته. رجوع به طبقات الاتقیاء ابن حبان (نسخهٔ خطی) و تهذیب التهذیب ابن حجر و الاصابة ج ۸ ص ۴۹ و اعلام النساء ج ۱ ص ۲۰۲ و الاستیعاب ج ۱ ص ۷۱۶ شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت شریک بن انس بن رافع اشهلی. مادرش امامة، دخت سماک بن عتیک اوسی اشهلی است. برادر او عبداللََّه بن شریک است. و دو خواهر به نام ام صخر و ام سلیمان دارد. رجوع به الاصابه ج ۸ ص ۱۴ و ۵۰ شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت صُلَیل بن وبربن خالدبن عجلان، از بنی عوف بن حارث بن خزرج انصاری است. با پیغمبر بیعت کرد. فروةبن عمروبن ورقةبن عبیدبن عامربن بیاضة، او را تزویج کرد، و عبدالرحمان بن فروه ازو متولد گشت. ابن منده از قول ابن سعد او را یاد کرده است. (الاصابة ج ۸ ص ۵۰).
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت ضحاک بن سفیان سلمی. شاعره ای از عرب. وی زوجهٔ عباس بن مرداس بود، و چون عباس به وفادت نزد پیغمبر شد و اسلام آورد و خبر اسلام او به زوجه اش حبیبة رسید خانهٔ شوهر رها کرد و به خانوادهٔ خویش پیوست و اشعاری خطاب به شوهر سرود و برای او فرستاد. رجوع به الاغانی و اعلام النساء ج ۱ ص ۲۰۲ و ۲۰۳ و الاصابة ج ۸ ص ۵۰ شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت طاهربن العربی. وی از زنان نیکوکار است و در حدود سال ۱۲۷۷ هـ . ق. مسجد ملا احمد شبلی و ضریح وی را ساخته است. رجوع به تاریخ مکناس از عبدالرحمان بن زیدان و اعلام النساء ج ۱ ص ۲۰۲ شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت عباس. مستوفی او را چهارمین زن از زنان پیغمبر شمرده که با ایشان نزدیکی نشد. رجوع به تاریخ گزیده ص ۱۶۱ شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت عبدالرحمان ملقب به زین بن ابی بکر محمدبن ابراهیم بن احمدبن عبدالرحمان بن اسماعیل بن منصور مقدسی. وی به سال ۶۵۴ هـ . ق. متولد شد. از یلدانی و خطیب مردا و ابراهیم بن خلیل و احمدبن عبدالدائم روایت میکرد. سبط و فضل اللََّه جیلی به وی اجازهٔ روایت دادند. ذهبی گوید: از وی حدیث شنیدم و امالی کنانی بر وی قرائت شد، و محمد الوانی، جزء حسن بن عرفة را بر وی قرائت کرد. وی در شعبان ۷۳۳ هـ . ق. درگذشت. رجوع به الدرر الکامنة ج ۲ ص ۵ و مشاهیر النساء تألیف محمد ذهنی و اثبات مسموعات محمد الوانی، نسخهٔ خطی و اعلام النساء ج ۱ ص ۲۰۳ و قاموس الاعلام ترکی شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت عبدالعزی بن حُذار. شاعره ای است از عرب.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت عبدالعزالعوراء. یکی از شاعرات عرب که زمان اسلام را نیز درک کرده است و در حماسه، بعض اشعار او آمده است. رجوع به اعلام النساء ج ۱ ص ۲۰۳ و قاموس الاعلام ترکی شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت عبداللََّه بن حجیر اسدی. مادرش ام حبیبه زوجهٔ پیغمبر و دختر ابوسفیان بود. رجوع به حبیبه دخت عبیداللََّه بن جحش شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت عبداللََّه بن حجیر اسدی. مادرش ام حبیبه زوجهٔ پیغمبر و دختر ابوسفیان بود. رجوع به حبیبه دخت عبیداللََّه بن جحش شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت عز. شیخه ای از مشایخ حدیث بود، و از وی روایت کرده اند. (اعلام النساء ج ۱ ص ۲۰۴ از مجموعهٔ خطی شمارهٔ ۹۱ کتابخانهٔ ظاهریهٔ دمشق).
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت عز ابراهیم بن عبداللََّه بن ابی عمرالمقدسی. مکنی به ام عبداللََّه. محدثه بود. «انتخاب طبرانی» و «جزء ابن عرفة» و مشیخهٔ احمدبن عبدالدائم را از احمدبن عبدالدائم روایت کند، و محمدبن عبدالهادی و حسن بکر و دیگران به وی اجازهٔ روایت دادند. مولد او ۶۵۴ هـ . ق. و وفات وی در صالحیهٔ دمشق به تاریخ ۱۰ ذی القعده ۷۴۵ هـ . ق. واقع شد. وی در تمام زندگانی خویش شوهر اختیار نکرد. رجوع به الدرر الکامنة ج ۲ ص ۵ و ذیل تذکرة الحفاظ و اعلام النساء ج ۱ ص ۲۰۱ شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت عقبةبن حجاج سهمی، زوجهٔ مطلب بن ابی وداعة بود. عقبة در زمان پیغمبر به کافری کشته شد. زبیربن بکار او را یاد کرده است. (الاصابه ج ۸ ص ۵۰).
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت علی پاشا هرسکی. شاعره ای از ادیبات قسطنطینیه است. وی به شهر هرسک به سال ۱۲۶۲ هـ . ق. متولد گردیده. رجوع به الدر المنثور تألیف زینب فواز، و مشاهیر النساء تألیف محمد ذهنی و اعلام النساء ج ۱ ص ۲۰۵ شود.
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت عمروبن حصن... از بنی عامربن زریق است. وی اسلام آورد و بیعت کرد. ابن مندة گوید: کسی از وی روایت نکرده است. (الاصابه ج ۸ ص ۵۰).
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت قیس بن زیدبن عامربن سواد انصاری. از بنی ظفر. وی با پیغمبر بیعت کرد. ابن اثیر او را یاد کرده است. (الاصابة ج ۸ ص ۵۰).
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت محمدبن احمدبن قدامةالمقدسی. شیخه ای از شیوخ حدیث است. در حدود سالهای ۶۵۶-۷۱۳ هـ . ق. در دامنهٔ کوه قاسیون به دمشق حدیث میگفت. شرف الدین دمیاطی و جز او از وی روایت کنند. (اعلام النساء ج ۱ ص ۲۰۵ از دو مجموعهٔ خطی شمارهٔ ۳۷ و ۴۶ کتابخانهٔ ظاهریهٔ دمشق).
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت مسعودبن خالد، از بنی عامربن زریق است. وی با پیغمبر بیعت کرد. روایتی ازو دیده نشده است. ابن مندة از قول محمدبن سعد او را یاد کرده است. (الاصابة ج ۸ ص ۵۰).
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت معتب بن عبیدبن سوادبن هیثم. با پیغمبر بیعت کرد. او زوجهٔ بشربن حارث بود و بریرة را برای او آورد. (الاصابه ج ۸ ص ۵۰).
[ حَ بَ ] (اِخ) دخت میسرة. وی از رواة حدیث است. از ام کرز کعبیة روایت کند و مولای او عطاءبن ابی رباح از وی روایت دارد. ابن حبان او را از ثقات شمرده. ابوداود و نسائی روایتی بدو نسبت دهند. رجوع به تهذیب التهذیب ابن حجر و تذهیب التهذیب ذهبی و الکمال فی معرفة الرجال مقدسی و اعلام النساء ج ۱ ص ۲۰۵ شود.
[ حُ بَ یْ یِ بَ ] (اِخ) محمدبن ابی حبیبة محدث است.

کلمات هم‌قافیه با «حبیبة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید