معنی حبیباللََّه طبیب
5 بازدید
[ حَ بُلْ لاهِ طَ ] (اِخ) (مسیح الدین...) برادرزادهٔ مولانا عزالدین حسین طبیب بود که در زمان میرزا سلطان ابوسعید از اطباء زمان در میدان حذاقت گوی مسابقت میربود و مولانا حبیب اللََّه نیز در معالجهٔ مرضی و ازالهٔ علل برایا آثار نفس مسیحا ظاهر میگردانید، و از مبادی سلطنت خاقان منصور تا وقت وفات در ملازمت آن حضرت روزگار میگذرانید و با وجود حصول تقرب بر درگاه خلافت پناهی و وفور اسباب مکنت و جاه به طیب نفس و بشرهٔ شکفته بر بالین فقراء و مساکین تشریف میبرد و از روی طوع و رغبت بی کلفت در معالجهٔ درویشان و محتاجان شرایط اهتمام به جای می آورد و در شهور سنهٔ خمس وتسع مائة نبضش از قانون اعتدال انحراف جست، و به مرض اسهال کبدی مبتلا شده، به جوار رحمت الهی پیوست. (جزء ۳ از ج ۳ حبیب السیر چ ۱ تهران ص ۳۴) (رجال حبیب السیر ص ۱۸۷). و رجوع به حبیب اللََّه بن نورالدین محمدبن حبیب اللََّه طبسی تونی شود.
کلمات همقافیه با «حبیباللََّه طبیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر