معنی حبول
5 بازدید
[ حُ ] (ع اِ) جِ حَبل، جِ حِبل. سختی. || بلا. (منتهی الارب).[ ] (اِخ) جائیست نزدیک حلب : و پادشاه اسلام هفتم صفر از فرات عبور فرمود محاذی جعبر و صفین و سه شنبه ۲۱ صفر به بالای حبول نزدیک حلب فرودآمد. (تاریخ غازانی چ ۱۹۴۰ م. ص ۱۳۲).
کلمات همقافیه با «حبول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر