معنی حبوس

معنی حبوس

6 بازدید
[ حَ بْ بو ] (ع ص) (ابو...) مرد کوتاه. (دزی ج ۱ ص ۴). رجوع به حیوس شود.
[ حُ ] (ع اِ) جِ حبس. کوههای سیاه. زندانها. (مهذب الاسماء).
[ حَ بْ وَ ] (اِخ) دختر بشیر پسر محمد شهابی امیرعالی همت و زیرک بود. وی در شویفات لبنان به سال ۱۱۸۲ هـ . ق. بزاد و در ۱۲۰۸ از طرف پدر خویش حاکم منطقهٔ عرب گردید و با عزم و حزم متین حکومت کرد. و چون پدر و برادر او به دست احمدپاشا جزار در عکا به زندان افتادند، مال بسیار برای امیر بشیر فرستاد و خانوادهٔ وی را اداره کرد. و در آخر کار به سال ۱۲۳۷ با پدر مخالفت وزرید. وی به سال ۱۲۴۰ فجأة بمرد و گویند کشته شد. (اعلام النساء چ دمشق ۱۹۴۰ م. ج ۱ ص ۱۹۹ از درالمنثور زینب فواز و اعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۰۹).
[ ] (اِخ) (بنی...) نام دولت کوچکیست که حبوس بن ماکسن در قرن ۵ هجری در شهر غرناطه تأسیس کرد که از ملوک الطوایف شهر مذکور بشمار است. این دولت در سال ۴۱۰ هـ . ق. بوجود آمده و مشتمل بر غرناطه و مریه و نواحی آنها بوده، بعد از حبوس، مؤسس این حکومت، پسرش بادیس المظفر به حکومت نایل شد. در عصر این پادشاه دولت مرابطین ظهور کرد. بعد از بادیس نوهٔ وی عبداللََّه بن بلکین بن بادیس به فرمانفرمائی رسید و برادرش تمیم را هم به والیگری مالکا برگماشت. در سنهٔ ۴۸۳ هـ . ق. یوسف بن تاشفین به اندلس درآمده عبداللََّه بن بلکین و برادرش تمیم را گرفته به مغرب فرستاد و ایشان را به آبادی بپاره ای از ضیاع و عقار مشغول داشت و خود غرناطه و نواحی آن را متصرف شد و دولت بنی حبوس خاتمه یافت. حکومت سه امیر مذکور در فوق ۷۳ سال ادامه یافته است. (قاموس الاعلام ترکی). رجوع به مادهٔ ذیل شود.
[ ] (اِخ) ابن ماکسن بن زیری بن منادالصنهاجی. (عیون الانباء ج ۱ ص ۴۰). وی یکی از امرای بنی زیری است، این امرا دست نشاندهٔ ملوک فاطمی در آفریقا بودند. حبوس مذکور در اوائل قرن ۵ هجری در معیت پدر و عموی خود به اندلس درآمده بود در خلال همین احوال در شهر غرناطه بلوا و شورش ظهور کرد. زاوی که یکی از عموهای او بود از این اغتشاش داخلی استفاده کرد و شهر مذکور را در تحت تصرف خود درآورد، بعداً خود به آفریقا عودت کرد و پسرش را به حکومت نشاند، اما اهالی آن پسر را خلع و صاحب ترجمه را به جای وی نصب کردند. بدین ترتیب حبوس به مسند حکومت نایل گشت، و به توسعهٔ مرزهای کشور خویش پرداخت و یکی از بزرگترین دولتهای ملوک الطوایف اندلس را تأسیس کرد که به نام «بنی حبوس» معروف شده و خود تا تاریخ ۴۶۹ هـ . ق. حکومت میکرد و در این سال درگذشت. (قاموس الاعلام). رجوع به مادهٔ قبل شود.

کلمات هم‌قافیه با «حبوس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید