معنی حبلالورید
5 بازدید
[ حَ لُْل وَ ] (ع اِ مرکب) رگ گلو. (مهذب الاسماء). رگ جان. رگ گردن. (ترجمان جرجانی). رگی است میان حلقوم و علبادین. رگ گردن و پی، میان کتف ساره. (دستور اللغهٔ ادیب نطنزی). عرق فی العنق. (معجم البلدان): ز بوی خلقش حبل الورید یافت حیات ز فر لطفش حبل المتین گرفت بها.خاقانی.
کلمات همقافیه با «حبلالورید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر