معنی حبقالبقر
5 بازدید
[ حَ بَ قُلْ بَ قَ ] (ع اِ مرکب) بابونه. بابونج. (داود ضریر انطاکی). اقحوان. رَبل. اربیان. قراص. کافوری. خامامیلن . || و ظاهراً حبق البقر، همان عین البقر و اقحوان البقر است که مرادف آن در فارسی و عربی گاوچشم. گاوچشمه. چشم گاو. چشم گاومیش. بابونه گاو. برندکام. دیدهٔ گاو. وردالحمار. عین العجل. احداق المرضی. خبزالغراب و غیره است.
کلمات همقافیه با «حبقالبقر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قر» برای سرودن شعر