معنی حبسه
5 بازدید
[ حُ سَ ] (ع اِمص) بستگی زبان. (مهذب الاسماء). بستگی سخن وقت گفتن: طول الصمت حبسةٌ؛ ای یحبس اللسان عن النطق. || گرفتگی بول. (منتهی الارب). شاشبند.[ حُ سَ ] (ع اِمص) بستگی زبان. (مهذب الاسماء). بستگی سخن وقت گفتن: طول الصمت حبسةٌ؛ ای یحبس اللسان عن النطق. || گرفتگی بول. (منتهی الارب). شاشبند.
کلمات همقافیه با «حبسه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سه» برای سرودن شعر