معنی حبسالبول
5 بازدید
[ حَ سُلْ بَ ] (ع اِ مرکب) اُسر. شاشبند. شاشبندی. احتباس بول. احتقان . عسرالبول. در علاج آن در قرابادین آمده است: انیسون، تخم کرفس از هر یک سه درم، قند سفید چهار درم همه را کوفته و بیخته کفه زنند (یعنی کفلمه کنند) و نیم پیاله حلیب بزور ثلاثة یعنی تخم خیار و تخم بادرنگ و تخم خربزه از عقب آن بیاشامند.
کلمات همقافیه با «حبسالبول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر