معنی حبتر
9 بازدید
[ حَ تَ ] (ع اِ) روباه. || (ص) مرد کوتاه بالا. (منتهی الارب). کوتاه محکم خلق. (مهذب الاسماء). کوتاه فربی. ج، حباتر.[ حَ تَ ] (اِخ) ابن ضباب بن خشرم طهوی. مردی از بنوطهیة است. مذاکرات او با ذوالرمة شاعر عرب در الموشح مرزبانی چ ۱۳۴۳ هـ . ق. ص ۱۸۰ و ۱۸۱ یاد شده است. و شاید هم او مقصود راعی شاعر از این شعر باشد: فلما أتاها حبتر بسلاحه مضی غیر مبهور و منصله انتضی. رجوع به الموشح ص ۱۵۸ شود.
کلمات همقافیه با «حبتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر