معنی حبالملوک
4 بازدید
[ حَ بْ بُلْ مُ ] (ع اِ مرکب) ماهوبدانة. ماهودانه. ماهی دانه. فلفل الخواص، و آن میوهٔ درخت شباب است. و یقال حب السلاطین و الماهوانه. (داود ضریر انطاکی). به پارسی ماهودانه گویند گرم و خشک است در دوم مسهلی که طبیبان و جراحان به خلق خدا میدهند و بیشتری را می کشند و کمتری را که زنده میگذارند چنان معیوب میسازند که به اصلاح نمیتوان آورد (مأخذ را فعلاً فراموش کرده ام). و نام دیگر آن حب الملوک است بهتر آنست که گرد آن نگردند. || بعضی گفته اند دند است و این اصح است. (فهرست مخزن الأدویة). حب الصنوبرالکبار. (لغت اسدی ص ۲۲۹). برخی گویند حب الصنوبرالکبار است. || بغدادی گوید بلغت بغداد، قراسیاست. (فهرست مخزن الادویه). قراصیا. جراشیا. آلبالو. غنجال. (تحفه) (لغت اسدی). گیلاس . قراسیای شیرین. (زمخشری). قراصیاالبعلبکیة.
کلمات همقافیه با «حبالملوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر