معنی حبالقلقل
5 بازدید
[ حَ بْ بُلْ قِ قِ ] (ع اِ مرکب) اناردانهٔ دشتی. تخم انار کوهی است. (نزهةالقلوب حمداللََّه مستوفی). قلقلان. قلاقل. تخم انار دشتی. دانهٔ قلقل. صاحب اختیارات گوید: بزر رمان بریست بپارسی ناردانهٔ دشتی خوانند و مغاث بیخ و یست و بمقدار نزدیک به لوبیا بود و در طعم وی اندک تلخی بود و خوشبوی بود و به لون سفیدتر بود طبیعت وی گرم و تر بود در دویم و گویند خشک بود و قوة بدنهاء مرخی بدهد و فربهی آورد چون کنجد و عسل طبرزد اضافه کنند باه را زیاده کند و بریان کرده نیکوتر بود اما مصدع بود و مصلح وی روغن گل و سرکه بود و اگر بسیار خورند هیضه آرد و معده را بگزد و بهتر آن بود که با قند یا عسل بخورند و بدل آن تودری سفید و چهار دانگ وزن آن مغز تخم خیار و نیم وزن آن ابهل بود و گویند بدل آن مغاث و به وزن آن حب صنوبر بود. و رجوع به قلقل شود.
کلمات همقافیه با «حبالقلقل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قل» برای سرودن شعر