معنی حبالذهب
4 بازدید
[ حَ بْ بُذْ ذَ هَ ] (ع اِ مرکب) داود ضریر گوید: و هو الموسوم بحب الصبر و هو من تراکیب رئیس الفضلاء قدوةالحکماء الحسین بن عبداللََّه بن سینا قدس اللََّه نفسه و روّح رمسه، یحفظ الحصة و ینقی الأخلاطالثلاثة من الرأس و البدن و یفتح السدد و یذهب عسر النفس و الأبخرة و اوجاع الظهر و الجنب و الرجلین و یحد البصر و یهضم الطعام و یدر و بالجملة فملازمته تغنی عن الأدویة و حد الاستعمال منه لمرید الاسهال درهمان. و صنعته: صبر عشرون درهماً، کابلی عشرة، ورد احمر خمسة، سقمونیا، زعفران، مصطکی، کتیراء بیضاء من کلّ ثلاثة، عنبر، ذهب من کل اربع قراریط مرجان، یاقوت احمر، لؤلؤ من کلّ ثلاث قراریط. و لقد زدته للبلغمیین و اصحاب الریاح عود هندی، سنبل الطیب، اسارون، من کل اربعة دراهم. و فی المفاصل و النسا و نحوهما، غاریقون، اشق، تربد، انزروت، عاقرقرحا، سورنجان، من کل ثلاثة. و للصفراویین مع الأصل الأصیل فقط اهلیلج اصفر، بنفسج، من کل خمسة و ان کان هناک بخار، فمرزنجوش، کزبرة کذلک. او ضعف فی الکبد فطباشیر کالکزبرة بدل المرزنجوش. او سوداء، فمع الأصل فقط لازورد او حجر ارمنی نصف درهم، یسحق الجمیع و یعجن بماءالورد و ماء الخلاف و الکرفس و الرازیانج و یحبب و تبقی قوته الی سنتین -انتهی. نزول الماء را دفع کند و درد سر و چشم را نفع دهد. صفت آن صبر سقوطری بیست مثقال، پوست هلیلهٔ زرد ده مثقال، مصطکی و کتیره و سقمونیا و زعفران از هر یک سه مثقال، گل سرخ پنج مثقال همه را کوفته و بیخته به آب خالص بسرشند و حب ها ساخته از دو درم تا سه درم رغبت نمایند. رجوع به حب الذهب در تحفهٔ حکیم مؤمن باب دوم از قسم دوم و حب القصیر همانجا شود.
کلمات همقافیه با «حبالذهب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هب» برای سرودن شعر