معنی حبابه
4 بازدید
[ حَ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان آسیاب بخش هندیجان شهرستان خرمشهر در چهل وپنجهزارگزی شمال خاوری هندیجان و یک هزارگزی جنوب راه اتومبیل رو بهبهان به خلف آباد. دشت، گرمسیر مالاریائی. سکنه ۱۵۵ تن شیعه. آب آن از چاه. محصول آنجا غلات. کار مردم کشت، حشم داری. راه در تابستان اتومبیل رو است. ساکنین از طائفهٔ کعب. این آبادی از دو محل تشکیل شده بنام حبابهٔ یک و دو. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «حبابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر