معنی حباء
6 بازدید
[ حِ ] (ع اِ) دهش بی پاداش و منت، یا عامّ است. محابات. (منتهی الارب). دهش. بخشش. (وطواط). عطا. حبوة. محابات (در همهٔ معانی). عطا دادن. (تاج المصادر بیهقی). || حبیة، و آن نوعی از نشستن است. || مهر زن. || (مص) یاری دادن بی پاداش و منت. (منتهی الارب). || میل کردن بچیزی. (منتهی الارب).[ حُ ] (ع اِ) حَبیّة. حباء. نوعی از نشستن باشد. (منتهی الارب).[ حَ ] (ع مص، اِ) حبوة.[ حَ بَ ءْ ] (ع ص) همنشین پادشاه، و خاصهٔ وی و وزیر .ج، احباء. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «حباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر