معنی حایکون
4 بازدید
[ یِ ] (ع ص، اِ) جِ حایک (در حالت رفعی). بافندگان. جولاهگان. || دروغ بافان : طاهر گفت صدق ابویعقوب و کذب الحایکون و بدان آن خواست که کسی که چیزی نداند و اندر آن سخن گوید او جولاهه باشد. (تاریخ سیستان ص ۲۷۶).
کلمات همقافیه با «حایکون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر