معنی حایل
4 بازدید
[ یِ ] (ع ص، اِ) رجوع به حائل شود.[ یِ ] (اِخ) (چشمهٔ...) ابوعبیده و ابوزیاد گویند: چشمهٔ آبی است در بطن مروت در سرزمین یربوع. ابوعبیدة گوید: اذا قطعن حائلاً و المروت فأبعد اللََّه السویق الملتوت. (معجم البلدان ج ۳ ص ۲۰۵). رجوع به حائل شود.[ یِ ] (اِخ) حفصی گوید: موضعی به یمامة است از بنی نمیر و بنی حمان از بنی کعب بن سعدبن زید مناةبن تمیم. و دیگران گفته اند: حایل در سرزمین یمامة از آن بنی قشیر است، و آن وادیی است که ابتداء آن دهناء است. ابوزیاد گفته است حایل موضعی است میان سرزمین یمامه و باهلة، و آن سرزمین بزرگی است نزدیک سوفة و آن قطعه معروف است. (معجم البلدان ج ۳ ص ۲۰۵).[ یِ ] (اِخ) ابن کلبی گوید: وادیی است میان دو کوه بنی طیی ء. امرؤالقیس گوید: ابت اجأٌ ان تسلم العام ربها فمن شاء فلینهض لها من مقاتل تبیت لبونی بالقُرَیّة أمّنا و اسرحها غِبّاً بأکناف حائل بنوثعل جیرانها و حماتها و تمنع من رجال سعد و نائل. گویند عربی بیابانی به شهری مانده بود، پس میل بیابان خود کرد و در حنین دیار خویش این اشعار بسرود: لعمری لنور الاقحوان بحائل و نور الخزامی فی ألاء و عرفج احب الینا یا حمیدبن مالک من الورد و الخیری و دهن البنفسج و اکل یرابیع و ضب و ارنب احب الینا من سماناً و تدرُج و نص القلاص الصهب تدمی انوفها یحین بنا مابین قوّ و منعج احب الینا من سفین بدجلة و درب متی ما یظلم اللیل یرتج. (معجم البلدان ج ۲ ص ۲۰۵ و ۲۰۶).
کلمات همقافیه با «حایل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر