معنی حایطالعجوز

معنی حایطالعجوز

5 بازدید
[ یِ طُلْ عَ ] (اِخ) دیواری است بر کرانهٔ نیل در مصر. احمدبن اسحاق گوید: آنرا زنی پیر در زمان قدیم بساخت و سبب آن بود که آن پیرزن یگانه پسری داشت که طعمهٔ شیر شد پس پیرزن گفت دیواری خواهم کشید که درندگان را از رسیدن به نیل بازدارد و آن دیوار طلسم بود، و تمثال اقالیم را به هیئت و وزن و زیّ خویش و صورت مردمان و چارپایان و سلاحی که مردم آنجا دارند و راه هر اقلیم به مصر در آن تصویر کرد، و نیز گویند: این دیوار میان نوبه و صعید برای آن بنا شده است که مانع از هجوم مردم نوبة به صعید گردد و برخی گویند پادشاهان دستور ساختن این دیوار را به درازی سیصد فرسنگ دادند و عده ای گویند بین فرما تا اسوان سی روزه راه است تا بین ایشان و حبشیان حاجز باشد. قاضی ابوعبداللََّه قضاعی گوید: حائطالعجوز، از عریش تا اسوان زمین مصر را از شرق و غرب احاطه کرده است. دیگران گویند: چون خداوند فرعون را غرق کرد، در کشور مصر جز زنان و بردگان و مزدوران از اشراف و رجال کسی باقی نماند، و زنان اشراف را ناخوش بود که مردی از بردگان و مزدوران بپادشاهی نشیند، ناچار زنی بنام دلوکة دختر ریّا را بتخت مصر نشانیدند. او صاحب عقل و ذکاء و از خاندان اشراف بود و صد سال عمر داشت. ملکه ترسید که پادشاهان دیگر وقتی از کمی رجال مصر خبر یابند بر او حمله کنند. پس زنان اشراف را گرد آورده گفت: تاکنون هیچگاه کسی جرأت حمله به مصر نداشته لیکن اکنون بزرگان ما از میان رفته اند، و ساحران که سبب چیرگی ما بودند نابود شدند و من چنان بینم که دیواری بر گرد کشور بکشیم تا ما را از خطر حملهٔ بیگانگان نگاه دارد. پس کنار رود نیل دیواری بساخت که همهٔ کشور مصر را احاطه کرد و همهٔ کشت زارها و شهرها و دیه ها را در میان گرفته بود و نزدیک آن خلیجی (خندقی) بساخت و در آن آب انداخت و بر آن پلها بست، و در فاصلهٔ سه میل به سه میل دیده گاهها و اسلحه خانه های بزرگ و میان آنها دیده گاههای کوچک تر مهیا ساخت. و سپاهیان بگماشت و به ایشان دستور داد تا هرگاه بخطری متوجه شوند زنگ ها را بصدا درآورند و اگر شب باشد بر بلندیها آتش افروزند تا زودتر خبر به مرکز رسد. و ساختمان این دیوار شش ماه بکشید چه عدهٔ بسیاری در آن کار کردند و آثار این دیوار تاکنون در نواحی صعید باقی است. پس دلوکه زنی ساحر بنام تدورة را احضار کرد و بفرمود تا برای محافظت مصر از حملهٔ بیگانگان ساختمان طلسمی معروف به «برابی» را در میان شهر منف (منفیس) بساخت. پس دلوکه بیست سال سلطنت کرد و درگذشت. (معجم البلدان ج ۳ ص ۲۰۴ و ۲۰۵). آثار و انقاض این دیوار در عصر مقریزی پدیدار بوده و یکی از عجائب بیست گانهٔ کشور مصر بشمار میرفته. (قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «حایطالعجوز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید