معنی حایض
5 بازدید
[ یِ ] (ع ص) نعت فاعلی از حیض. حایضة. (منتهی الارب) (صراح). ج، حیض، حوایض. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب). و رجوع به حائض شود: حایض او، من شده به گرمابه ماهی او، من طپیده در تابه.سنائی. لعبت زرنیخ شد این گوی زرد چون زن حایض پی لعبت مگرد. نظامی.
کلمات همقافیه با «حایض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یض» برای سرودن شعر