معنی حاکمیت
6 بازدید
[ کِ می یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) حاکمی. عمل حاکم. - حق حاکمیت ملی؛ حقی که سازمان ملل برای هر ملتی شناخته و پذیرفته است، و به موجب آن باید ملتها بر سرنوشت خود مسلط باشند و هیچ ملتی حق مداخله در تعیین سرنوشت ملت دیگر ندارد.
کلمات همقافیه با «حاکمیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر